آموزش مدار چشمک

مولتی متر چیست؟

مدار چراغ چشمک زن اولین مداری بود که ساختم.

من در آن زمان در خانه بودم و احتمالاً حدود 14 سال داشتم. مثل گذشته بین تلویزیون و کامپیوترم راه می رفتم. من در اینترنت گشت و گذار می کردم، سپس یک چیز جالب از تلویزیون می شنیدم که مامان و پدرم در حال تماشای آن بودند و من می رفتم تا ببینم. سپس دوباره به کامپیوتر من برگردید.

خیلی حوصله ام سر رفته بود اما این روال من بود.

مدتی بود که به کامپیوتر علاقه داشتم و شروع به یادگیری کمی برنامه نویسی/اسکریپت نویسی از کلاینت mIRC کرده بودم که در آن زمان واقعاً محبوب بود.

یک چیز جالب در تلویزیون ظاهر شد، بنابراین من رفتم. ناگهان زنگ خانه به صدا درآمد. پدرم بلند شد، تلویزیون را خاموش کرد و رفت تا ببیند کیست.

من متوجه چیزی شدم.

یک چراغ قرمز روی تلویزیون بود که چشمک می زد. احتمالاً به این دلیل بود که تلویزیون خاموش بود، اما من قبلاً واقعاً متوجه آن نشده بودم. مغزم شروع به کنجکاوی کرد. چگونه می توان یک نور را به این شکل چشمک زد؟

شروع کردم به فکر کردن بیشتر و بیشتر. مدار چراغ چشمک زن چگونه کار می کند؟ من قبلاً هرگز به این موضوع نگاه نکرده بودم، بنابراین کاملاً در مورد نحوه عملکرد آن نور چشمک زن کاملاً خالی بودم. هر چه بیشتر به آن فکر می کردم، بیشتر می خواستم بفهمم.

جلد کتاب الکترونیکی
10 گام ساده برای یادگیری الکترونیک
الکترونیک وقتی آسان است که بدانید روی چه چیزی تمرکز کنید و چه چیزی را نادیده بگیرید. بیاموزید که “اصول” واقعا چیست و چگونه آن را سریع یاد بگیرید.

نام کوچک
آدرس ایمیل
راهنمای دانلود
پس از پدرم پرسیدم. پرسیدم: “من متوجه نمی شوم. چطور می توانی نور را اینطور پلک بزنی؟”

چیزی در چهره پدرم روشن شد. گفت: «اینجا صبر کن». سپس وارد آشپزخانه شد، کاغذ و قلم گرفت و برگشت. نشست و شروع کرد به کشیدن. او یک نمودار مدار کوچک متشکل از یک رله، یک لامپ و یک باتری ترسیم کرد. مدار چراغ چشمک زن بود.

ساده ترین مدار چراغ چشمک زن
سپس توضیح داد: می بینید که وقتی رله برق می زند، کلید برق را از سیم پیچ رله قطع می کند و به جای آن برق را به لامپ وصل می کند تا روشن شود. برگردید و برق لامپ را خاموش کنید و دوباره به سیم پیچ رله برق بدهید.”

پرسیدم: “اما چگونه رله باعث می شود سوئیچ موقعیت خود را تغییر دهد؟”

سپس برای من توضیح داد که یک رله چگونه کار می کند. به محض فهمیدن این موضوع، توانستم بفهمم که چگونه یک نور را پلک می‌زنی. و من در خلسه بودم! من مجبور شدم این را بسازم!

خوشبختانه پدرم یک مهندس بود و علاوه بر ابزار لحیم کاری، چند رله نیز در اطراف نصب می کرد. بنابراین در زیرزمین دویدم و شروع به ساختن مدار کردم.

بعد از کمی آشفتگی موفق شدم تمام اجزا را لحیم کنم. من به شدت هیجان زده باتری را وصل کردم.

“DRRRRRRRRRRRRR!”

رله صدای سوئیچ پیوسته و واقعا سریع می داد و لامپ روشن نمی شد.

“اوه مرد، خیلی سریع تغییر می کند که چراغ روشن نمی شود.”

برگشتم پیش پدرم.

“بابا، رله خیلی سریع سوئیچ می کند! چگونه می توانم آن را کم کنم؟

“خب، شما به چیزی نیاز دارید که بتواند برای مدت کوتاهی انرژی را ذخیره کند تا سرعت سوئیچینگ رله را کاهش دهد.” او گفت.

پرسیدم: «یعنی مثل باتری قابل شارژ؟»

“خب، بله، به یک معنا. اما در الکترونیک، ما قطعه‌ای به نام خازن داریم. مانند باتری قابل شارژ عمل می‌کند، اما ظرفیت آن بسیار کمتر است. یک باتری معمولاً می‌تواند چند ساعت پس از شارژ شدن کار کند، اما یک خازن معمولاً بعد از شارژ شدن فقط یک ثانیه یا خیلی کمتر کار می کند.”

“و نمی دانید، او همچنین چند خازن در اطراف داشت =)

بنابراین، در زیرزمین، یک خازن بزرگ را روی سیم پیچ رله لحیم کردم. برق را دوباره روشن می کنم و…

کلیک

سپس چراغ چشمک می زند و سکوت برقرار می شود.

کلیک

سپس چراغ دوباره چشمک می زند و سکوت برقرار می شود.

کلیک

نور چشمک می زند.

«ههههه! بابا! من انجامش داده ام! من یک چراغ چشمک زن ساختم!!”، به بابام داد زدم.

اوه حسی که داشتم این بزرگترین حس دنیاست. من فقط می دانستم که چیزی را درک کرده ام که می توانم بعداً در زندگی ام در مورد بسیاری از چیزها اعمال کنم. من در زندگی تکنولوژیکی خود به سطح بعدی رسیده بودم. مدار چراغ چشمک زن برای همیشه در کارنامه من خواهد بود!

میرم پیش مامان و بابام و باهاشون جلوی تلویزیون میشینم. من فقط آنجا می نشینم و لبخند می زنم، می دانم که زندگی دیگر هرگز مثل قبل نخواهد شد.

بعد ناگهان فکر جدیدی به ذهنم خطور می کند.

پیمایش به بالا

بدون ما بساز

باما بساز